تبليغاتX
معلم مثل کوه استوار است
بررسی مشکلات معلمان و اطلاع رسانی

 

نام خداوند جان  و خرد


بیانیه شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان 

 سراسر کشور خرداد 138۸

شمعم وبا سوختن تا واپسین دم زنده‌ام          قطره قطره سوختم تا آفریدم خویش را

         فرهنگیان گرانقدر 


       
 در این تاریک‌ترین تجربه‌ی تاریخی ما، دولتی را با گوشت و پوست خود لمس کردیم که برای ماندن بر اریکه‌ی قدرت، متکبرانه و با تبختر به تمام لوازم ماندگاری خویش چنگ می‌اندازد.از دین- این راه نجات بشری- ابزاری در جهت تحمیق انسان ساخته و برگرده‌ی ما آموزگاران بشریت تازیانه‌های شکنجه و رنج فرود می‌آورد، دولتی که انسانهای مخاطب خویش را نادان فرض نموده و از روش‌های مختلف تطمیعی ... برای خرید آرای مردم آگاه، قصد بهره‌برداری دارد. دولتی که دو سال پیش در برابر منویات قوه‌ی مقننه از اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری سرباز زد و امروز در مقابل هزینه‌های سنگین اعضای کانون‌های صنفی فرهنگیان سراسر کشور(شاغل و بازنشسته) بطور ناقص به اجرا گذاشته شده است.

شرح این هجران و این خون جگر              این زمان بگذار تا و قت دگر

          همکاران گرامی 

         از آن‌جایی که اکنون در حساس‌ترین برهه‌ی تاریخی ایران قرار داریم انتخابات را با تمام نواقص آن به عنوان یک«فرصت و حق» نباید از خویشتن خویش سلب نماییم و تغییر اصلاح‌طلبانه را از راه‌های ایجاد دولتی می‌دانیم که لااقل به شأن معلم احترام می‌گذارد و در صورت پناه آوردن، ما را چون گرگ نمی‌درد استفاده کنیم. در دولت اصلاحات بزرگ‌ترین اعتصابات و تجمعات شما سرکوب نشد. خواهران معلم رابا باتوم و لگد مورد مهرورزی قرار ندادند. امروز گرفتن دولت از شیفتگان قدرت که به ناحق کلیددار کعبه‌ی انقلاب شده‌اند امری است واجب تا بتوان کشور رابه ساحل آرامش هدایت کرد.

  ای معلم؛ نگذارکه این کشتی طوفان‌زده‌ی زندگی ما،درورطه‌ی نابودی تاریخ بیفتد.


        فرهنگیان عزیز

  
      امروز فریاد فرو خفته معلم، پژواکی گسترده پیدا کرده است و مظلومیت او آتشی بر خرمن دولت به اصطلاح پاک زده  و نامهربانی با معلم تا اوج ثریا دامن کشیده است. با این حال وزیر محترم آموزش و پرورش واقعیات راتحریف می‌کند. جناب وزیر آیا می‌توان معلمان بی‌گناه دربندرانادیده گرفت؟آیامی‌توان ضرب وشتم معلمان رابه ورطه‌ی فراموشی سپرد؟ آیامی توان بازداشت سجادخاکساری خبرنگار هفته‌نامه قلم معلم و فرزند رشید آقای محمدخاکساری بازرس کانون معلمان را انکار کرد؟

         اینک که جریان و فرآیند«رفرمیسم»باتمام قدرت وتوان باکاندیدای خود واردمعرکه شده وجناح تمامیت خواه جزم‌اندیش وخرافه‌پرست نیزباهمه‌ی عِده و عُده ی خویش درصدد کودتای پادگانی دیگری است، تنها راه نجات اتحاد، همبستگی و انتخاب است.    

      معلم  

    دریایی  و ساحل  تو دیــــــــــدن   نتوان            برپهنه‌ی فکرتت ، پریـــــــدن نتوان

   رودی به زمان که ره به سرچشمه‌ی آن       با توسن  فکر هم، بریــــدن   نتوان

 

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان سراسر کشور


خردادماه
۸۸

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 2:13 قبل از ظهر  توسط معلم بیدار  | 

دروغهاي چوپان دروغگو« احمدي نژاد»

تورم را زير 15 درصد كرده ام (25 را 15 بخوانيم) راندمان عمراني بيشتر از مصرفي( آقا مقايسه ي خود را بر مبناي پرداخت هاي كاركنان گذاشت ولي بيان نكرد) درآمد ها را با يك تفاوت بالا نسبت به دوره هاي قبلي (نقاشي ها براساس 150 دلار دولت ايشان و 25 تا 30 دلار دولت قبلي بود)

شاخدارترين دروغ:  هزينه ي انتخاباتي ندارم ( قيمت يك بنر  يك  در  نيم  براي ما كه بالاي 45 هزار تومان آب مي خورد .خوب در سطح يك شهر مثلاً تبريز حدود 5000 بنر . خوب در سطح كشور كم كم   5000000  پنج ميليون . پيدا كنيد پرتقال فروش پول خرج كن را.

به مناسبت حضور دولت يار و رفيق غار 17/3/88  در تبريز  چيزي شبيه كودتا مشاهده شد. نيروهاي سپاه و بسيج( البته شايد شاخه ي غير نظامي ان كه اشتباهي مثل نظامي ها شده بودند) چنان حركتي را سازمان دهي كرده بودند كه به ادارات دولتي هم كشيده شده بود ( البته كارمندان همينطوري خودشون تعطيل كرده بودند)

 

البته قراره هر كانديدي اومد همينطوري باشه و همه با هم بريم به استقبالش و شهر رو تعطيل كنيم. مثلاً كروبي و رضائي و موسوي هم بيان همينطوره و مسئولين اجازه مي دن كارمندان آنها برن پيشواز.

اين آقا اصلاً به دنبال قدرت نيست بلكه اين قدرت است كه چهار نعل او را تعقيب مي كند.

راستي يادم رفت بگم امروز مثل عاشورا تو خيابونها بساط نوشيدني و اينها فراهم بود. فكر بد نكنيد مردم خودشون از خونه آورده بودند تا زائران احمدي نژاد مشكلي از اين بابت نداشته باشند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 2:49 قبل از ظهر  توسط معلم بیدار  | 

گلی به جمال سیما:

بالاخره سیمای مردمی هم کاری کرد« البته مردمی مردمی هم که نه کمی در حدود ۹۵ درصد احمدی نژادی» و اون هم برگذاری مناظره بین کاندیداهابود و هست.

البته اون طوری که همه دیدند روز اول مشاوره بود . ولی روز دوم انفجار.

یک طرف انفجار احمدی نژاد و خشم وی از میرحسین و در سایه ی این خشم به زبان راندن گفته های ناگفته و طرف مقابل سکوت و ارامش.

خوب ما که نفهمیدیم احمدی نژاد برای آینده نقشه جدید دارد یا نه

چون فقط به دنبال مچ گیری است.

تازه از شیوه های جدید در گفتمان عکس زن رقیب را آوردن.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 2:49 قبل از ظهر  توسط معلم بیدار  | 

اگر قرار باشد که ما آزادانه و با میل خود رای دهیم باید اعلمی را انتخاب می کردیم چون:

-*در تمام روزهای سخت با ما بود تعطیلات عید ۸۷ را بیاد آورید که همکاران در زندان بودند و اعلمی در همام ایام به دنبال رفع مشکلات بود.

-* در آذربایجان احکامی قرار بود برای تعدادی از فعالان صنفی صادر شود که با فشار های این مرد خودساخته تبدیل به توبیخ شد.

-* مرد و مردانه در برابر هیئت حاکمه ایستاد و حرفش را زد و برای مجلس بعدی صلاحیت نگرفت.

-* باز زبان را نگاهبان سری نکرد که سر دادن را بهتر از نگاهداری با ذلت دانست و نتیجه عدم صلاحیت در انتخابات اخیر نتیجه ی آن بود.

و اما الان : باید سراغ کسی برویم که اعتماد بیشتری به او داریم و شاید او بتواند در برابر کسانی بایستد که ما را زیاده خواه می دانند.

 

میر حسین دیر زمانی نیست که اداره ی امور را در دست داشت و با توجه به گذشت زمان و درک واقعیت ها پای در صحنه ای گذاشت که برای او سلب آسایش را در پی خواهد داشت و باید شبانه روز در چندین جبهه بجنگد: مجلس - صداو سیما - مصلحت نظام - نگهبان  و ؟ و ........

برای این مرد آرزوی پیروزی داریم.

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 3:38 قبل از ظهر  توسط معلم بیدار  | 

و ما باید از بین بد و بدتر گزینه ی بد را انتخاب کنیم یا واقعاْ گزینه ی خوب هم وجود دارد.

ملاک انتخاب چیست و ما به دنبال چه هستیم؟

ایا مهمترین مشکل ما وضعیت معیشتی است؟ یا مشکل دیگری و دیگرهائی هم هست؟

آیا واقعاْ ما با انتخاب خود و روی کار آمدن فردی که از دمکراسی و آزادی سخن می گوید می توانیم امیدوار به رسیدن به آزادی واقعی باشیم؟

مگر ما نمیدانیم که اختیارات افراد محدود است و چندین فیلتر برای ابراز و عملی شدن یک ایده وجود دارد.

حال فرد اصلح در این بین چگونه می تواند کار کند؟

برای کار کردن باید در خط آقایان بودو اگر در این خط بودی که نمی توانی برای ما کاری کنی.

حالا می گید چکار کنیم؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 2:24 قبل از ظهر  توسط معلم بیدار  | 

چه کنم با دل خویش هم غم گرگ خورد هم غصه ی میش  چه دل مسکینی ......................

واقعا چه کنیم؟ کاری را بکنیم که اصلاْ دوست نداریم؟ به خاطر این و ان قاطی بشیم؟

دولت اول تا نهم چه تاجی رو سر معلما گذاشت که دهمی بخواد چه کار کنه؟

سیاست برخورد با معلم سیاست انقباضی است و این مربوط به امروز و دیروز نیست ؟

راستی تا یاد نرفته بگم ما صاحبان اصلی انتخاباتیم چرا؟ ما نباشیم چه کسی میره برای درمی خودش را علاف کنیم. خودمون را ارزون فروختیم و داعیه پرچم داری داریم ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 2:15 قبل از ظهر  توسط معلم بیدار  | 

به نام خداوند جان وخرد

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان          هزار باده ناخورده در رگ تاک است.

 بیانیه ی یکم اردیبهشت 1388

                                 

فرهنگیان عزیز،ملت شریف ایران!

     بی تردید بیانات قاطع و صریح ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران را که در 29بهمن ماه 87 ودر گفت وگوی زنده با شبکه ی سراسری سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید،از خاطر نبرده اید.

رئیس جمهور ضمن تاکید بر اجرای کامل قانون مدیریت خدمات کشوری از ابتدای سال 88 براین نکته نیز تاکید کردند،که با اجرای این قانون تحول قابل ملاحظه ای در حقوق کارمندان دولت ایجاد خواهد شد.

   پس از سخنان رئیس جمهور ،کانون صنفی معلمان ایران به منظور نشان دادن حسن نیت فرهنگیان ،بخش اعتراض بیانیه ی بهمن ماه 87 را به حالت تعلیق در آورده واعلام کرد،چنانچه تا پایان فروردین در احکام همکاران فرهنگی آن تحول که طی سالها ی گذشته وعده داده بودند،مشاهده نشود؛اعتراضات گسترده ای را سازماندهی خواهد کرد.

اما با تبلیغات گسترده و جنگ روانی رسانه ها ،متاسفانه احکام در روز مقرر صادر نشد،واجرای قانون مذکور بازهم به تاخیر افتاد چنانچه براساس شنیده ها زمان اجرای آن به ماههای آینده وشاید پس از انتخابات ریاست جمهور موکول شود.

از آنجا که کانون صنفی معلمان ایران تاخیر بیش از این دراجرای قانون مذکور را غیر قانونی، غیرقابل توجیه وخطرناک می داند،به این وسیله اعلام میدارد،که براساس تعهد ملی ،برنامه های اعتراضی اسفند،ماه 87 را که به حالت تعلیق در آورده بود،از ششم اردیبهشت ماه 88 به شرح زیر دوباره به اجرا خواهد گذاشت.

1-  روز یکشنبه  ششم  اردیبهشت 1388معلمان محترم ضمن حضور در مدرسه وکلاس درس از تدریس خودداری نموده ، دانش آموزان را نسبت به دلایل انجام این حرکت آگاه خواهند کرد.

2-  روز دوشنبه  هفتم اردیبهشت 1388 معلمان محترم ضمن حضور در مدرسه ازرفتن به کلاس خوداری کرده، ودر حفظ نظم کلاس ومدرسه با مدیران ومعاونان محترم مدارس همکاری خواهند کرد.

3-  روز سه شنبه هشتم اردیبهشت ماه 1388 به عنوان روز اعتراض ملی معلمان نامگذاری شده ،وتمامی معلمان ازحضوردرمدرسه خود داری خواهند نمود.

  بدیهی است،چنانچه حداکثر تا پایان روز دهم اردیبهشت 1388 احکام جدید،مطابق قانون مدیریت خدمات کشوری بطورکامل

واز 1/1 1386 صادر نشود،حق برگزاری اعتراضات گسترده تر را خصوصا در هفته ی معلم برای همکاران فرهنگی محفوظ میدانیم

   درپایان ازهمه ی همکاران فرهنگی ونهادهای مدنی که از این پس همچون گذشته به شیوه های گوناگون از خواسته های برحق فرهنگیان پشتیبانی می کنند ،سپاسگزاری می نماییم.   

درضمن از همکاران محترم می خواهیم با توجه به محدودیت مالی کانون با تکثیر بیانیه وتوزیع به موقع آن مارا در اطلاع رسانی یاری فرمایند.

به امید پیروزی وموفقیت روز افزون

کانون صنفی معلمان ایران

یکم اردیبهشت1388 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 3:20 قبل از ظهر  توسط معلم بیدار  | 

همان عینکی که گفته بودم کار دست دولت و معلم داد :

آقا جون نمی خواهی چیزی بدی از اول بگو نمی دم چرا امروز و فردا می کنی.

مرگ یه بار شیون یه بار

البته تقصیر تو هم نیست از یه طرف باید حرف های بالا را گوش کنی و از یه طرف معلم هم داره گلوتو  فشار میده. موندی این وسط.

 

ولی از اولش هم معلوم بود که اینطور میشه ما ساده ایم که دلمون رو خوش کردیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 3:18 قبل از ظهر  توسط معلم بیدار  | 

بعد از ساليان متمادي كه معلم گوش به سخنان مسئولين سپرد و به انان اعتماد كرد ولي پاسخ منفي گرفت ؛امروز كه به او قول اجراي پرداخت حقوق با اشل قانون صدها بار فيلتر شده ي به اصطلاح هماهنگ را داده اند و از شنيده ها كه آخر ارديبهشت مفتخر به نصب اين سر دوشي خواهد شد ولي به نظر مي رسد كه باز مي خواهند دورمان بزنند .....

آخر ارديبهشت و اول خرداد سپس امتحانات و اتمام مدرسه و خروج سلاح از دست معلم يعني اعتصاب .

نظر شما چيه ؟ خيلي بدبينيم  ؟ يا عينكي كه داده اند اين گونه است؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 3:23 قبل از ظهر  توسط معلم بیدار  | 

به تازگی برای یکی ازمعلمان معترض در تهران (رضا عبدی سنبل آبادی) که درتجمع 18 اردیبهشت 1386 به جلوی مجلس آمده بود،تا باسایر همکارانش مشکلات وزارت آموزش وپرورش،دانش آموزان ومعلمان رابه آگاهی مسئولین کشوربرساند،به وسیله ی ماموران دستگیرو روانه ی زندان اوین شد،آقای عبدی پس از14 روز زندان وسپردن وثیقه ی سنگین آزاد شد،پس ازآزادی بوسیله ی آقای سید حمیدرضاحسینی ریاست محترم شعبه ی 1059 مجتمع قضایی شهیدبهشتی وتاییدآقای حمیدمحمدی ریاست محترم شعبه ی 19همان دادگاه ،وی را به :

   20 ضربه شلاق و2ماه زندان محکوم کردند. 

    روزپنج شنبه 15اسفندماه 1387 احضاریه ای به دست می رسید، مبنی بر:  

 حضور ایشان در شعبه ی اجرای احکام  پس از72 ساعت از رویت حکم احضاریه.

  توجه توجه توجه توجه

معلم را به علت اعتراض به امور معیشتی و ایجاد تبعیض  و متابعت از فرمایش مولای خود علی«ع» و امام حسین«ع» که زیر بار جور نروید

شلاق « بله بله بله بله شلاق»       

می زنند. حالا میگید چکار کنیم ؟

آزادی در نهایت درجه هر کی هر چی دلش خواست می کنه.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 2:6 قبل از ظهر  توسط معلم بیدار  | 

به نظر می رسددولت مردان ما باز هم می خواهند ما را سر کار بگذارند.

بزک نمیر بهار میاد ........................

وعده های همیشگی ُ پرداخت هماهنگ آنهم به شرط«بودجه »

احمدی نژاد نیز مانند دیگر اسلاف خود می خواهد خود را چند صباحی مانده به انتخابات برای خود ..........................آیا معلم دوبار ه و چند باره سرش کلاه میگذارند.                                                                                                                                                 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 2:4 قبل از ظهر  توسط معلم بیدار  | 

بالاخره معلم شاغل تنها گروهی در کشور است که کمترین مواجب را میگیرد. تا دیروز بازنشسته ها با ما بودند ولی با اجرای پرداخت هماهنگ الحمدالله ما را تنها گذاشتند.

گروه ۱۲ با ۱۶ سال سابقه ی دبیری حقوقی معادل ۳۶۵۰۰۰ هزار تومان دریافتی

پرداخت هماهنگ ؟ البته برای چه ؟ ما با هم هماهنگیم .مگه نه؟

دولت پول هم ندارد.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 1:41 قبل از ظهر  توسط معلم بیدار  | 

به نظر مي رسد مسئولان هميشه براي پاسخگويي  كوتاه ترين و آسان ترين راه را انتخاب مي كنند ! دستگير كردن چند معلم كه تنها براي مطالبه حق آمده اند و فاقد هرگونه رانت ها و امتيازات سياسي و زدو بندهاي جناحي و حكومتي هستند هنر نيست !چگونه است كه هيات دولت در يكي از سفرهاي استاني در عرض مدت 7 ساعت ، 272 مصوبه را به تصويب مي رساند اما تا كنون فرصت رسيدگي به تصويب آيين نامه اجرايي " قانون خدمات كشوري " را پيدا نكرده است ؟ !" سازمان معلمان ايران " به عنوان متحد استراتژيك كانون هاي صنفي معلمان اين گونه برخوردها با جامعه فرهنگي كشور را محكوممي كند و سريعا خواهان آزادي بي قيد و شرط دوستان خود  مي باشد  در غير اين صورت با تمام امكانات و نيروي خود به دوستان خويش خواهد پيوست !
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 1:35 قبل از ظهر  توسط معلم بیدار  | 

آن شاه سرفراز كه چون عشق ساز كرد

جان  در  سر  نماز   بجانان   نياز  كرد

رويش  بديد چونكه نصيري بچشم دل

جان داد در  نياز  و  بتركِ  نماز  كرد

نا اهل  از مرتبه  و شأن و  قدر  وي

گفتيم   از حقيقت و   فهم  مجاز كرد

 

عید بزرگ بر همه ی هم سنگران مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 2:32 قبل از ظهر  توسط معلم بیدار  | 

۱۵ آذر اتمام مهلت برای احکام کارمندان

خبری شده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نه بابا بعضيها ميگن قراره پرداختهاي همه هماهنگ بشه بجز :كاركنان ( نفت ،مخاربات برق گاز و ................................

ميگن نشده . چكار كنيم ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 2:4 قبل از ظهر  توسط معلم بیدار  | 

وزیر ما :

چکار کردی که می خوان استیضاحت کنند؟

البته مثل اینکه ایندفعه چون کاری نکردی این اتفاق شاید بیافتد.

شاید؟ بله اگر دوستانت بگذارند ولی خوب این هم نوشداروئی است بعد از مرگ .........

عدم اجراي قانون احياي ‌‏امور تربيتي ، بي‌‏توجهي به رهنمودهاي مقام معظم رهبري در ايجاد تحول در حوزه پرورشي و تربيتي، محوريت قرآن، عدم تحول بنيادين در نظام آموزش‌‏وپرورش، نارضايتي‌‏هاي موجود در بدنه وزارت آموزش‌‏وپرورش كم‌‏توجهي به شان و منزلت معلم ،‌‏اتخاذ تصميماتي برخلاف مصوبات شوراي عالي آموزش و پرورش و فقدان پيش‌‏بيني صحيح بودجه اين وزارتخانه؛ از جمله محورهاي اين استيضاح است .به گفته وي عدم پرداخت سرانه‌‏هاي مدارس و مطالبات بازنشستگان و دستمزد معلمان حق‌‏التدريس، مشكلات ناشي از طرح سامان‌‏دهي نيروي انساني، بلاتكليفي نيروهاي نهضت سوادآموزي، بي‌‏توجهي به مراكز تربيت‌‏معلم ، عدم تطبيق برنامه‌‏هاي اجرايي وزارت آموزش و پرورش با برنامه چهارم توسعه و چشم‌‏انداز بيست ساله نيز ازديگر دلايل استيضاح وزير آموزش‌‏وپرورش است.

ببینیم و باور ......؟

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 0:44 قبل از ظهر  توسط معلم بیدار  | 

20 ضربه شلاق و5 ماه زندان برای تلاش صنفی یک معلم تهرانی

در پی سلسله اعتراضات معلمان ایران در سالهای 1385-86 شگفت انگیز ترین حکم سالهای اخیر برای آقای رضا عبدی سنبل آبادی توسط سید حمید رضا حسینی رئیس شعبه ی 1059 دادگاه جزایی مجتمع شهید بهشتی تهران صادر شد.


آقای رضا عبدی سنبل آبادی فرزند قربانعلی ساکن تهران دبیر آموزش وپرورش منطقه ی نازی آبادتهران که در سالهای 85-86به همراه دههاهزار معلم که از تبعیض های موجود در کشوربه تنگ آمده بودند در پی تجمع روز 19 اردیبهشت 1386 توسط نیروهای امنیتی دستگیر وبه زندان اوین منتقل شد.


ایشان پس از گذراندن چند هفته در زندان با وثیقه ی 40 میلیون تومانی برادر خانمش آزاد شد.


آقای سید حمید رضا حسینی رئیس شعبه ی 1059 مجتمع شهید بهشتی برا ی ایشان به اتهام اخلال در نظمعمومی با شرکت در تجعمات در مقابل مجلس شورای اسلامی بنابه گزارش مرجع انتظامی ایشان را بزهکار تشخیص داده وبه بدل از 5ماه حبس مبلغ 2000000ریال وبدل از 20 ضربه شلاق به پرداخت مبلغ 500000ریال جزای نقدی جکم صادر نمود.


آقای عبدی خود دراین باره میگوید: پس از دستگیریهای سال 86 من با وثیقه ی 40میلیون تومان برادر خانمم آزاد شدم پس از گذشت ماههاازاین ماجرا یکروز یکی از همسایگان برادر خانمم اخطاریه ای را به نام ایشان تحویل منزل وی داد, که طبق آن می بایست,ایشان (بردادر خانمم)مرا به اتهام تجمع واخلال در نظم عمومی به مجتمع شهید بهشتی تحویل دهد در غیر این صوزت ملکش مصادره خواهد شد.

ما درروزمقرر به شعبه ی 1059 رفتیم اما پس از چندین روزمراجعه وامروزوفردا وپاس دادن ها بالاخره بازجویی آغاز شد. آقای نماینده ی دادستان اتهام مرا مبنی بر:

اخلال در نظم عمومی با شرکت در تجمع غیر قانونی یادآوریکرد.

من در پاسخ روی برگه ی پاسخنامه نوشتم :

" طبق قانون اساسی کشور هرگونه تجمع و تظاهرات بدون حمل سلاح در صورتی که مخل به مبانی اسلام نباشد,مجاز است."


پس از گذشت چند روز حکم 20ضربه شلاق و5ماه حبس که در یک برگه ی کاغذ در راهروی آپارتمان ما رها شده بودبه دست من رسید, از خود پرسیدم اینها چگونه هیچ ارزشی برای آبروی مردم قائل نیستند؟

آقای عبدی در باره ی خواسته های معلمان می گوید: امروزه شخصیت معلم وارزش علم ودانش به پایین ترین جایگاه خود رسیده است,ماخواستار احیای شخصیت معلم وحرمت علم ودانش در اینکشورهستیم.


ایشان درباره ی اینکه معلمان در اعتراضات خود چه جایگاهی برای دانش اموزان قائل هستند؟ گفت:

پرورش وآموزش درست وعلمی ومنطقی حق دانش اموز است, وقتی معلم باروحیه ی آشفته ناشی از مشکلات معیشتی وارد کلاس شود,نخاوهد توانست حقوقدانشاموز را آنطورکه شایسته است,ادا کند.در نتیجه حق دانش آموزپایمال شده است.


آقای عبدی در باره ی انتظارات فعالان صنفی از معلمان گفت:

ما از معلمان خواهش میکنیم فعالان صنفی را بیشتر یاری کنند,وخواسته های خود را در هر منطقه وشهری که هستند,جدی بگیرند.تا به یاری خدا وهمبستگی بتوانیم به آموزش وپرورشی که شایسته ی ملت ایران باشد,دست پیدا کنیم
 
نقل از کانون صنفی تهران
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 9:6 قبل از ظهر  توسط معلم بیدار  | 

جناب وزیر در مصاحبه هایشان با افتخار از طرح سازمان دهی سخن می رانند و یکی از این افتخارات را نیز تک شیفته کردن مدارس و بالا بردن تراکم کلاس ها تا سقف ۴۰ نفر می داند.

نقل از روزنامه ها و سایت ها
سلام ارادت ويژه جناب وزير دست پخت حضرتعالی و مشاورين شما و اثرات آن تا مدت ها در اذهان باقی خواهد ماند حق با شماست ما اشتباه می کنيم چون شما سر کلاس های درس تشريف می بريد و بهتر از ما ميدانيد چه خبر است به هم ريختن مدارس و کاهش کيفيت آموزش در بسياری از کلاسها به مسلخ کشيدن مديران توسط دانش اموزان با اعتراض های پی در پی کاهش محبوبيت معلم در مدارسی که با دستور بخش نامه ای شما سامان دهی شد برويد و الگوی سازمان دهی را از ناحيه چهار تبريز بگيريد و برای کشورهائی مثل آمريکا و انگليس و فرانسه بفرستيد تا آنها هم آموزش شان به هم بريزد و عقب افتاده شوند باور نداری امتحان کن

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 1:42 قبل از ظهر  توسط معلم بیدار  | 

یادتون باشه بعد از کمیته ی امداد اولین کسانی که جزء فقرا رده بندی شدند و سهام عدالت شامل حالشان شد معلم ها بودند.ولی................ همه ی ارگانها گرفتند و کسی نفهمید و تازه معلم ها ۵۰۰ هزار تومن  ولی بقیه یک میلیون تومان.

چرا؟

همه ی ادارات به کارمندهایشان حق مسکن می دهند ولی معلم ها ...................

البته کادر اداری نواحی و سازمان با نامی دیگر « به نام اضافه کار » آن را دریافت می کنند.

برای معلم ها هم دارند . ولی چی ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 2:30 قبل از ظهر  توسط معلم بیدار  | 

با هزار سلام و صلوات و بوق و کرنا چیزی به نام رمضانیه « لوبیا و نخود و برنج تایلندی .....» البته روی کاغذ برای معلم تدارک دیدند ولی امروز که شوال امده و شاید برود هنوز چیزی از ارزاق روی کاغذ ها توزیع نشده.
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 2:22 قبل از ظهر  توسط معلم بیدار  |