
احکام برگذار کرده و در صدد آموزش نماز به کسانی است که خود در کلاس های درس
نماز می آموزد.
تازه از چند طلبه و شبه طلبه برای این امر استفاده کرده است که یا پاسخی برا ی
برای سوالات ندارند و یا چنان آدم را می ترسانندکه از سوال پرسیدن پشیمان می شود.
|
عيد آمد و عيد آمد ياري كه رميد آمد |
عيدانه فراوان شد تا باد چنين بادا |
|
اي مطرب صاحب دل در زير مكن منزل |
كان زهره به ميزان شدتا باد چنين بادا |
|
آن ماه چو تابان شد كونين گلستان شد |
اشخاص همه جان شد تا باد چنين بادا |
|
بر روح بر افروزي تا بود چنين بودي |
فر تو فروزان شد تا باد چنين بادا |
|
قهرش همه رحمت شد زهرش همه شربت شد |
ابرش شكر افشان شد تا باد چنين بادا |

امروز در تمام جوامع دنيا معلّم را توليد كننده ي فكر و انديشه و معمار ترقّي و پيشرفت و افتخار مي دانند ، مثلاً در سال گذشته كه نخست وزير ژاپن «كوئيزومي» بودجه ي آموزش و پرورش را دو برابر به مجلس پيشنهاد داد ، وي در جواب اعتراض نمايندگان گفت ضرب المثل قديمي ژاپني مي گويد :اگر در حلّ مشكلي در جامعه در مانديد برنج ساليانه ي خود را بفروشيد و نيروي متخصص تربيت كنيد و اين بدست معلّم توليد مي شود.
حتي آموزه هاي ديني ما نيز چنين مي گويند ولي نميدانم اين فكر مسموم از كجا به ذهن مسئولان ما رسوخ كرده كه آموزش و پرورش مصرف كننده است. اين سخن قبل از اينكه توهين به مقام شامخ معلّم و علم و ايران فرهنگ پرور باشد دليلي است روشن بر عدم شايسته سالاري و كسب پست و مقام از راه هاي غير علمي و دانائي محوري.
گر هنرمند از اوباش جفائي بيند
تا دل خويش نيازارد و درهم نشود
سنگ بد گوهر اگر كاسه ي زرين بشكست
قيمت سنگ نيفزايد و زر كم نشود
و اما تعویض وزیر :
نزديك شدن به فضاي انتخابات اين شك را در دل مي اندازدكه نكند باز اين يك بازي سياسي باشد چرا كه معلّمِ ،دوران انتخابات موجودي است نجيب و شريف و قابل ترحّم كه بايد حقش داده شود . جناح حاكم به معلّم بي اعتنا است وجناح دور از قدرت فرشته ي نجاتي است كه خدا براي احقاق حق پايمال شده ي معلّم از آسمان فرستاده و معلّم بايد با آنها همراه شود و رأي بدهد و اينان را به قدرت برساند تا جبران مافات شود، اصلاً اينان وظيفه ي شرعي خود ديده اندتا وارد عرصه ي انتخابات شوند ودر برابر اين تبعيض و بي عدالتي سكوت نكنند چون «خدا از آنان پيمان گرفته كه در برابر ظلم ظالم و آه جانسوز مظلوم سكوت نكنند» و « شيفتگان خدمتند نه تشنگان قدرت» بنابراين بايد اعتماد معلّم به هر شيوه اي جلب شود تا در انتخابات خود« حضور سبز» داشته باشند و دانش آموزان را نيز به پاي صندوق رأي بياورند چون معلّم در جامعه تأثير گذار است .
خدا بر علو درجات امام راحل بيافزايد كه فرمود «ميزان رأي ملت است» چون اگر اين جمله سر لوحه ي انتخابات نمي شد واژه ي معلم كم كاربردترين كلمه در واژگان فارسي مي شد. در انتخابات ستادها بايد فعال شوندو براي كانديداها سياهي لشكر لازم است و ميزان مشاركت بايدبالا باشدتا فرصت عيب جوئي از دشمن گرفته شود و شور و شوق در انتخابات ايجاد شود و«رضايتِ معلّمان» كليد همه ي آنها است پس:
طاعت از دست نيايد، گنهي بايد كرد
در دل دوست به هر حيله.، رهي بايد كرد
معلمي كه تا ديروز « زياد» بود و در سفره ي عدالت نمي گنجيد يك مرتبه عزيز مي شود و كاربردش زياد.، و در صورت پيروز شدن هر جناح اولين مصوبه، اولين تخصيص اعتبار – موضوع اولين جلسه مجلس و دولت رسيدگي به مشكلات فرهنگيان مي شود،همه مديون معلم مي شوند و حديث مي آورند«هر كس به من علم بياموزد مرا بنده ي خود كرده است»- «ن والقلم و ما يسطرون»-«انمّا بُعثتُ معلماً» و....................
و گاهي چنان احساساتي مي شوند كه قسم مي خورند ما خود نيز معلميم، نگاه نكنيد سوار بنز و هواپيما و بالگرد مي شويم مي خواهيم از آن بالا بالاها دردهاي شما را تشخيص دهيم ، تا وقتي پائين آمديم بهتر بتوانيم درمانش كنيم. شبانه روز مشكلات شما ذهن ما را مشغول كرده است:
در نمازم« غم و اندوه» تو در ياد آمد
حالتي رفت كه محراب به فرياد آمد
آري در فصل انتخابات معلم سوژه اي است نه مادي و اين جهاني بلكه معنوي و آن جهاني و بندگان نزديك خدا نه براي نفع شخصي بلكه براي تقرب به درگاه ربوبي رسيدگي به مشكلات فرهنگيان را ازاوجب واجبات مي دانند. ولي چون خرشان از پل انتخابات مي گذرد در حل مشكلات معلّم درمي مانند و هر دولتي صلاح را در آن مي بيند كه بخاطرحفظ مصالح كشور رسيدگي به مشكلات معلّم را كنار بگذارند و به ديگر مسائل بپردازند چون ذات باري تعالي فرصت محدود 4 ساله را در اختيار آنان قرار داده و غافل شدن از دلارهاي نفتي و احداث كارخانجات و انباشتن حساب هاي خارجي و اخذ امتيازات مادام العمر و انتصاب دوستان و نزديكان و خلاصه دست و پا كردن كلاهي براي خود از ضروريات است و پرداختن به مسائل كم اهميتي چون دغدغه ي معلّمان و محرومان ايشان را از اصل موضوع غافل مي كند چون حكما گفته اند:
سعديا دي رفت و فردا همچنان موجود نيست
از ميان اين و آن برگزين امروز را