تبليغاتX
معلم مثل کوه استوار است
بررسی مشکلات معلمان و اطلاع رسانی

 

نام خداوند جان  و خرد


بیانیه شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان 

 سراسر کشور خرداد 138۸

شمعم وبا سوختن تا واپسین دم زنده‌ام          قطره قطره سوختم تا آفریدم خویش را

         فرهنگیان گرانقدر 


       
 در این تاریک‌ترین تجربه‌ی تاریخی ما، دولتی را با گوشت و پوست خود لمس کردیم که برای ماندن بر اریکه‌ی قدرت، متکبرانه و با تبختر به تمام لوازم ماندگاری خویش چنگ می‌اندازد.از دین- این راه نجات بشری- ابزاری در جهت تحمیق انسان ساخته و برگرده‌ی ما آموزگاران بشریت تازیانه‌های شکنجه و رنج فرود می‌آورد، دولتی که انسانهای مخاطب خویش را نادان فرض نموده و از روش‌های مختلف تطمیعی ... برای خرید آرای مردم آگاه، قصد بهره‌برداری دارد. دولتی که دو سال پیش در برابر منویات قوه‌ی مقننه از اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری سرباز زد و امروز در مقابل هزینه‌های سنگین اعضای کانون‌های صنفی فرهنگیان سراسر کشور(شاغل و بازنشسته) بطور ناقص به اجرا گذاشته شده است.

شرح این هجران و این خون جگر              این زمان بگذار تا و قت دگر

          همکاران گرامی 

         از آن‌جایی که اکنون در حساس‌ترین برهه‌ی تاریخی ایران قرار داریم انتخابات را با تمام نواقص آن به عنوان یک«فرصت و حق» نباید از خویشتن خویش سلب نماییم و تغییر اصلاح‌طلبانه را از راه‌های ایجاد دولتی می‌دانیم که لااقل به شأن معلم احترام می‌گذارد و در صورت پناه آوردن، ما را چون گرگ نمی‌درد استفاده کنیم. در دولت اصلاحات بزرگ‌ترین اعتصابات و تجمعات شما سرکوب نشد. خواهران معلم رابا باتوم و لگد مورد مهرورزی قرار ندادند. امروز گرفتن دولت از شیفتگان قدرت که به ناحق کلیددار کعبه‌ی انقلاب شده‌اند امری است واجب تا بتوان کشور رابه ساحل آرامش هدایت کرد.

  ای معلم؛ نگذارکه این کشتی طوفان‌زده‌ی زندگی ما،درورطه‌ی نابودی تاریخ بیفتد.


        فرهنگیان عزیز

  
      امروز فریاد فرو خفته معلم، پژواکی گسترده پیدا کرده است و مظلومیت او آتشی بر خرمن دولت به اصطلاح پاک زده  و نامهربانی با معلم تا اوج ثریا دامن کشیده است. با این حال وزیر محترم آموزش و پرورش واقعیات راتحریف می‌کند. جناب وزیر آیا می‌توان معلمان بی‌گناه دربندرانادیده گرفت؟آیامی‌توان ضرب وشتم معلمان رابه ورطه‌ی فراموشی سپرد؟ آیامی توان بازداشت سجادخاکساری خبرنگار هفته‌نامه قلم معلم و فرزند رشید آقای محمدخاکساری بازرس کانون معلمان را انکار کرد؟

         اینک که جریان و فرآیند«رفرمیسم»باتمام قدرت وتوان باکاندیدای خود واردمعرکه شده وجناح تمامیت خواه جزم‌اندیش وخرافه‌پرست نیزباهمه‌ی عِده و عُده ی خویش درصدد کودتای پادگانی دیگری است، تنها راه نجات اتحاد، همبستگی و انتخاب است.    

      معلم  

    دریایی  و ساحل  تو دیــــــــــدن   نتوان            برپهنه‌ی فکرتت ، پریـــــــدن نتوان

   رودی به زمان که ره به سرچشمه‌ی آن       با توسن  فکر هم، بریــــدن   نتوان

 

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان سراسر کشور


خردادماه
۸۸

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 2:13 قبل از ظهر  توسط معلم بیدار  | 

دروغهاي چوپان دروغگو« احمدي نژاد»

تورم را زير 15 درصد كرده ام (25 را 15 بخوانيم) راندمان عمراني بيشتر از مصرفي( آقا مقايسه ي خود را بر مبناي پرداخت هاي كاركنان گذاشت ولي بيان نكرد) درآمد ها را با يك تفاوت بالا نسبت به دوره هاي قبلي (نقاشي ها براساس 150 دلار دولت ايشان و 25 تا 30 دلار دولت قبلي بود)

شاخدارترين دروغ:  هزينه ي انتخاباتي ندارم ( قيمت يك بنر  يك  در  نيم  براي ما كه بالاي 45 هزار تومان آب مي خورد .خوب در سطح يك شهر مثلاً تبريز حدود 5000 بنر . خوب در سطح كشور كم كم   5000000  پنج ميليون . پيدا كنيد پرتقال فروش پول خرج كن را.

به مناسبت حضور دولت يار و رفيق غار 17/3/88  در تبريز  چيزي شبيه كودتا مشاهده شد. نيروهاي سپاه و بسيج( البته شايد شاخه ي غير نظامي ان كه اشتباهي مثل نظامي ها شده بودند) چنان حركتي را سازمان دهي كرده بودند كه به ادارات دولتي هم كشيده شده بود ( البته كارمندان همينطوري خودشون تعطيل كرده بودند)

 

البته قراره هر كانديدي اومد همينطوري باشه و همه با هم بريم به استقبالش و شهر رو تعطيل كنيم. مثلاً كروبي و رضائي و موسوي هم بيان همينطوره و مسئولين اجازه مي دن كارمندان آنها برن پيشواز.

اين آقا اصلاً به دنبال قدرت نيست بلكه اين قدرت است كه چهار نعل او را تعقيب مي كند.

راستي يادم رفت بگم امروز مثل عاشورا تو خيابونها بساط نوشيدني و اينها فراهم بود. فكر بد نكنيد مردم خودشون از خونه آورده بودند تا زائران احمدي نژاد مشكلي از اين بابت نداشته باشند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 2:49 قبل از ظهر  توسط معلم بیدار  | 

گلی به جمال سیما:

بالاخره سیمای مردمی هم کاری کرد« البته مردمی مردمی هم که نه کمی در حدود ۹۵ درصد احمدی نژادی» و اون هم برگذاری مناظره بین کاندیداهابود و هست.

البته اون طوری که همه دیدند روز اول مشاوره بود . ولی روز دوم انفجار.

یک طرف انفجار احمدی نژاد و خشم وی از میرحسین و در سایه ی این خشم به زبان راندن گفته های ناگفته و طرف مقابل سکوت و ارامش.

خوب ما که نفهمیدیم احمدی نژاد برای آینده نقشه جدید دارد یا نه

چون فقط به دنبال مچ گیری است.

تازه از شیوه های جدید در گفتمان عکس زن رقیب را آوردن.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 2:49 قبل از ظهر  توسط معلم بیدار  | 

اگر قرار باشد که ما آزادانه و با میل خود رای دهیم باید اعلمی را انتخاب می کردیم چون:

-*در تمام روزهای سخت با ما بود تعطیلات عید ۸۷ را بیاد آورید که همکاران در زندان بودند و اعلمی در همام ایام به دنبال رفع مشکلات بود.

-* در آذربایجان احکامی قرار بود برای تعدادی از فعالان صنفی صادر شود که با فشار های این مرد خودساخته تبدیل به توبیخ شد.

-* مرد و مردانه در برابر هیئت حاکمه ایستاد و حرفش را زد و برای مجلس بعدی صلاحیت نگرفت.

-* باز زبان را نگاهبان سری نکرد که سر دادن را بهتر از نگاهداری با ذلت دانست و نتیجه عدم صلاحیت در انتخابات اخیر نتیجه ی آن بود.

و اما الان : باید سراغ کسی برویم که اعتماد بیشتری به او داریم و شاید او بتواند در برابر کسانی بایستد که ما را زیاده خواه می دانند.

 

میر حسین دیر زمانی نیست که اداره ی امور را در دست داشت و با توجه به گذشت زمان و درک واقعیت ها پای در صحنه ای گذاشت که برای او سلب آسایش را در پی خواهد داشت و باید شبانه روز در چندین جبهه بجنگد: مجلس - صداو سیما - مصلحت نظام - نگهبان  و ؟ و ........

برای این مرد آرزوی پیروزی داریم.

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 3:38 قبل از ظهر  توسط معلم بیدار  | 

و ما باید از بین بد و بدتر گزینه ی بد را انتخاب کنیم یا واقعاْ گزینه ی خوب هم وجود دارد.

ملاک انتخاب چیست و ما به دنبال چه هستیم؟

ایا مهمترین مشکل ما وضعیت معیشتی است؟ یا مشکل دیگری و دیگرهائی هم هست؟

آیا واقعاْ ما با انتخاب خود و روی کار آمدن فردی که از دمکراسی و آزادی سخن می گوید می توانیم امیدوار به رسیدن به آزادی واقعی باشیم؟

مگر ما نمیدانیم که اختیارات افراد محدود است و چندین فیلتر برای ابراز و عملی شدن یک ایده وجود دارد.

حال فرد اصلح در این بین چگونه می تواند کار کند؟

برای کار کردن باید در خط آقایان بودو اگر در این خط بودی که نمی توانی برای ما کاری کنی.

حالا می گید چکار کنیم؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 2:24 قبل از ظهر  توسط معلم بیدار  |